شوخی با همکاران

سعي كنيد هنگام تردد در کارخانه هميشه ابزار مرتبط با قسمت مربوطه و یا چند کاغذ یادداشت دردست داشته باشید :

به اين ترتيب به نظر كارمند سخت كوشي ميرسيد كه وقت سر خاروندن هم ندارند. كساني كه دست خالي اين طرف و آن طرف ميروند عاطل و باطل به نظر ميرسند و تصور عموم از كساني كه لباس کثیف می پوشند اين است كه سخت کوش ترند - گاهی هم برای نشان دادن جایگاه خودتان با لباس پولو خوری اتو شده شیک در قسمت کاری خود حاضر شوید و با زبون بی زبونی به بقیه حالی کنید که با اونها خیلی فرق دارید.

این مثل هم که ارباب ما نوکری داشت ، نوکر ما چاکری داشت هم بیخودی نگفتن . بالاخره همه کارها رو که ما نباید انجام بدیم ، پس اگر اینجوری بود معاون رو واسه چی تعریف کردن .

 براي اين كه به نظر برسد سرتان شلوغ است:

از كامپيوتر استفاده كنيد. استفاده از كامپيوتر در نگاه خيلي از كساني كه چشم‌شان به شما مي افتد مترادف «كار» است در حالي كه شما مي‌توانيد فرصت را مغتنم شمرده و ايميل‌هاي شخصي و دريافت و ارسال نماييد، چت كنيد در مورد موضوعات مورد علاقه خود سرچ كنيد، وبلاگها و سايتهاي مورد علاقه خود را نگاه كنيد و بدون اينكه ذره‌اي كار انجام داده باشد، حسابي خوش بگذرانيد و اگر زماني توسط رئيس‌تان گير افتاديد (كه حتما گير مي‌افتيد) بهترين دفاع اين است كه ادعا كنيد در حال يادگيري نرم‌افزار جديدي هستيد كه به نوعي به كارتان مرتبط است.  

ميز كارتان را به هم بريزيد:

اطراف خودتان را حسابي با اسناد و جزوات و اوراق پر كنيد. در نگاه افراد حجم كاري كه ديده ميشود مهم است. اگر ميدانيد قرار است كسي در دفتر كارتان در مورد كارش با شما ديدار داشته باشد اسناد و مدارك مربوط به او را در ميان اوراق خود گم و گور كنيد و بعد در حضور او دنبالشان بگرديد.

از منشي تلفني استفاده كنيد و حتي المقدور به تماس‌ها پاسخ ندهيد - اگر احیاناً شما پیج شدید به آن اعتنا نکنید تا همه متوجه باشند شما کارتان از همه چیز مهمتر است :

افراد براي اين كه چيزي به شما بدهند با شما تماس نميگيرند، آنها تماس ميگيرند تا شما براي آنها كاري انجام دهيد و فقط بلدند براي شما دردسر بسازند و اين منصفانه نيست!

ظاهري آشفته و پريشان داشته باشيد:

ظاهر پريشان شما رئيس‌تان را متقاعد ميكند كه سر شما حسابي شلوغ است.

كاري كنيد كه به نظر برسد تا ديروقت كار ميكنيد:

هميشه دير دفتر را ترك كنيد به خصوص زماني كه رئيس‌تان در اداره است. ميتوانيد از اين فرصت براي خواندن مجلات، كتابها و سرگرمي‌هاي اين چنيني كه هميشه قصد انجامشان را داشتيد ولي فرصت نكرده‌ايد استفاده كنيد.

آه بكشيد:

زماني كه افراد زيادي اطرافتان هستند وانمود كنيد داريد به سختي كار ميكنيد و بعد با صداي بلند طوري كه همه بشنوند آه بكشيد. تصور حجم بالاي كاري كه داريد انجام ميدهيد آن‌ها را تحت تاثير قرار خواهد داد.

از الفاظ قلمبه سلمبه استفاده كنيد:

اگر چنين واژه‌هايي بلد نيستيد معادل انگليسي كلمات مرتبط با حوزه كاريتان را پيدا كنيد و به خصوص هنگام صحبت كردن با مافوق خود به جاي كلمات فارسي از آن‌ها در جملات‌تان استفاده كنيد. مهم نيست كه او متوجه آن چه ميگوييد ميشود يا خير!

مهم اين است كه شما تاثير گذار به نظر ميرسيد.

ادامه دارد ....



چي براي كي مهمتر است؟

 

هيچ تغييري بي‌حكمت نيست! / طنز

توليد الياف مصنوعي در دهه 1950 شروع شد

۱- نایلون 2 –پلي استر- 3 اكريليك -4-استات   5 -پلي پروپيلن ويسكوز

 

خواص مطلوب الياف نساجي:

 

1- قطر و طول قابل كنترل

2- قابليت الاستيسيته و ارتجاعيت بالا

3- توليد بالا بدون توجه به عوامل جوي و اقتصادي

4- استحكام سايشي بالا

5- مقاومت كششي بالا

6 -تميز و براق بودن بدون نياز به خدمات

 

خواص نا مطلوب

1مصنوعي بودن 2جذب  پايين   3 توليد الكتريسيته ساكن  4زير دست نامطلوب

قدم هاي برداشته شده در راه بهبود خواص الياف مصنوعي

برش الياف و مخلوط با الياف طبيعي

توليد الياف مصنوعي طبق شكل ظاهري الياف مصنوعي

 

مشكلات ريسندگي مكانيكي

 

مكان و فضاي مورد نياز

هزينه وسايل و تجهيزات زياد

انرژي مورد نياز

نيروي انساني زياد

 

تكسچرايزينگ:تغيير فرم دادن روي الياف مصنوعي براي ايجاد خواص مطلوب روي انها

 

 

 

 

شناخت الياف :

1 پلي استر {الياف .فيلامنت}ذوب ريسي

2 نايلون- فيلامنت - ذوب ريسي

3 پلي پروپيلن- فيلامت- ذوب ريسي

4 اكريليك- الياف- تر ريسي- ذوب ريسي

5 ويسكوز- الياف – تر ريسي

6 استات- فيلامنت- خشك ريسي

ويسكوزريون(ابريشم مصنوعي)بصورت فيلامنت موجود ميباشد

 

پلي پروپيلن دماي ذوب بسيار پاييني دارد

 

اكريليك چون پايه سيانيد  دارد اگر بسوزد گاز سيانيد توليد ميكند كه اين گاز سرطان زا ميباشد

خواص حرارتي :رفتار و عكس العمل الياف در مقابل حرارت

خواص مكانيكي: رفتار و عكس العمل الياف در مقابل نيروهاي مكانيكي

خواص الكتريكي: رفتار و عكس العمل الياف در مقابل الكتريسيته

 

خواص حرارتي:

ترموپلاست:در مقابل حرارت ابتدانرم شده (tg)و سپس ذوب ميشود(tm)ميشود

ترموست:در مقابل حرارت متلاشي مي شوند

 

TG: هر گاه انرژي حرارتي بتواند پيوندهاي جانبي ضعيف رابشكند و ليف نرم شود

Tm:هر گاه انرژي حرارتي بتواند پيوندهاي اصلي ليف را بشكند و آن را از حالت جامد به حالت مايع تبديل نمايد

ساختمان:  اجزا تشكيل دهنده ليف را ساختمان ليف گويند

ساختار : نحوه قرار گيري اجزا در ليف را ساختار ميگويند

 

توليد الياف:

خشك ريسي: اكريليك – استات

تر ريسي:آكريليك- ويس وز

ذوب ريسي:نايلون- پلي استر - pp پلي پروپيلن( ppدر زمينه كفپوش به كار ميرود)

(ساده ترين و پر مصرف ترين  نوع روش توليد ذوب ريسي است)

                                                                                     

 

                                                                                                              

                     ريسندگي ذوب ريسي

 

 

اساس كار :ذوب كردن- شكل دادن- سرد كردن    

وظايف مخلوط كننده:

1- يكنواختي گران روي يا سيا ليت2- مخلوط كردن مواد رنگي اگر به كار رود.

 

پمپ چرخ دنده(Gear pomp): در اين پمپ فشار خروجي هميشه ثابت بوده و اين راي ما حسن ميباشد جون بايد تحت يك فشار ثابت به توده پلي مري فشار وارد ميكنيم تا رشته ها نا يكنواخت نشوند

 

فيلتر ها از ريز  به سمت درشت ميگذارند براي اينكه فشار محوري وارد شده توسط پمپ چرخ دنده اي به فشار سطحي تبديل شود

پس از خروج رشته ها از رشته ساز هواي سرد به انها ميدهيم و رشته ها به سرعت سرد مي شوند چون قطر بسيار كمي دارند وسطح بسيار نازكي دارند

تعداد رشته ها در يك نخ   36 يا 48 ميباشد

 

سرعت توليد الياف :ماشين هاي قديمي 400 m/min

                       ماشين هاي جديد  1000 m/min

 

مواد در لحظه خارج شدن از رشته  دچار2 مشكل ميشوند:1-تورم روزنه(die swell) 2- زانوزدن (kneeling)

 

هر  ماده سيال نيوتوني به محض خارج شدن از كانال دچار تورم روزنه و زانو زدن ميشوند.

 

 براي برطرف كردن مشكل تورم روزنه و زانو زدن  در توليد الياف مصنوعي سرعت برداشت را كمي بيش از سرعت خروج رشته از رشته ساز(سرعت توليد) در نظر ميگيريم  تا الياف تحت كشش  ملايم باشند

سرعت سر د كردن الياف مستقيم بر روي كريستالي (ميزان تبلور) ليف دارد

 

تقسيم بندي نخ توليدي از لحاظ ساختاري( ذوب ريسي)

 

Loy(low ariantted yarn) آرايش يافتگي در جهت محور نخ صفرو در سطح قاعده 100 در صد ميباشد

Moy(meddle oriantted yarn)

 

Poy(partially oriantted yarn):تا حدودي آرايش يافتگي در

 جهت محور نخ

Hoy(high eriantted yarn)آرايش يافتگي در جهت محور نخ زياد ميباشد Foy(full oriantted yarn): آرايش يا فتگي در جهت محور نخ100 مي باشد

Fdy(full draw yarn): نخ كاملا كشيده ميباشد

 

براي تبديل نخ توليدي كه از رشته ساز بيرون مي ايد (loy)به نخ كشيدهfdy)  (

بايد نخ را تحت كشش قرار دهيم و اين كشش را با حرارت مي دهيم براي جلو گيري از پارگي الياف.

 

منحني تنش و كرنش :مرحله يك نيروي زياد و افزايش طول كم

1-افزايش طول به دليل تغيري مولكولهاي با نيروي زياد ازدياد طول كمي داريم

 باز گشت ان 100درصد ميباشد ناحيه الاستيك ميباشد ضريب زاويه خط مماس بر منحني برابر مدول الاستيسيته مي باشد اخرين نقطه سليم ميباشد

2-نيروي كم  ولي ازدياد طول زياد  ناحيه پلاستيك برگشت پذيري وابسته ه زمان ويا غير قابل بازگشت حالت افزايش طول شكسته شدن پيوندهاي ضعيف و بعد كليه پيوندها است تفاوت ساختاري در هر نقطه از ناحيه

 

                                       كشش:سرد و گرم

كشش سرد :با اعمال نيرو يك گردن به وجود ميايد  و با افزايش نيرو اين گردن توسعه پيدا ميكند و در سطح نخ پرا كنده ميشود بنابرين چون كاهش قطري يكنواخت نيست ليف دچار نقاط نازك و كلفت ميشود بنابرين كشش سرد اصلا توصيه نميشود

كشش گرم :با اعمال حرارت تا نقطه tgكشش را انجام ميدهيم منحني تنش و كرنش ان به صورت زير ميباشد و داراي 2 ناحيه ميباشد بنابرين در كليه سيستم هاي ار كشش گرم استفاده ميشود

دستگاه كشش:در قسمت اخر كشش مرحله تحت عنوان OVER FEED  (تغذيه اضافي )كه در يك شل افتادگي در نخ ايجاد ميشود  و البته ابن شل افتادگي براي ما ايجاد مشكل ميكند كه براي برطرف كردن اين مشكل ليف را حرارت ميدهيم جمع شدگي در مقابل حرارت قابل بازگشت است بنابر اين ميزان جمع شدگي را برابر  با over feed قرار ميدهيم تا اين مشكل حل شود.

تقليل طول در مقابل حرارت =جمع شدگي در مقابل حرارت :shortage

تقليل طول در مقابل حرارت قابل بازگشت است  و بستگي به دما دارد كه با تغيير دما تغيير مي كند.

در ناحيه استراحت ما باعث ميشويم كه تنش هاي نخ ازاد شوند

 

V2>V1                                                        ناحيه اول كشش است

V2>V3                                                        ناحيه دوم افت تنش است

 

 

مدیر کیست؟

بعضی ها در محیط کار مدیر هستند و بعضی ها در خانه. بعضی ها میز مدیریتی دارند و بعضی ها جایگاه آن. بعضی ها رنگ مدیریت دارند و بعضی ها طعم ان. بعضی ها خدادادی مدیر هستند و بعضی ها مادرزادی. بعضی ها در گزارش ماهانه تنظیم شده توسط خود مدیر موفق هستند و بعضی ها در عملکرد تنظیم شده مافوق و زیردستان خود. بعضی ها تنها مدیر هستند و بس و بعضی ها مدیر هستند و یک دنیا ارزش. بعضی ها امضایشان چند روزی اعتبار دارد و بعضی ها عملکردشان یک عمر. بعضی ها یاد خود را با خود می برند و بعضی ها خود می روند اما نام و یادشان می ماند. بعضی ها عشق مدیریت دارند و بعضی ها مدیر عاشق هستند. بعضی ها بر نام سازمان مدیریت می کنند و بعضی ها مدرک مدیریت دارند و بعضی ها درک مدیریت.


راستی انصافا جایگاه من و شما و ما در کجاست؟

مديريت موفق مثل شعبده بازي است

يك روز رئيس يك شركت در رستوراني، واقع در مركز شهر ناهار مي‌خورد. وسط ناهار بود كه صداي آشناي 4 نفر را از غرفه كناري شنيد. بحث آنقدر شديد بود كه او نمي توانست استراق سمع نكند. او مي‌‌‌شنيد كه هر يك از مديران با غرور درباره قسمت خود داد سخن مي‌دادند.

مهندس ارشد بخش توليد مي گفت: " بحثي نيست، بخشي كه مهمترين كمك را به موقعيت يك شركت مي كند بخش توليد است. اگر شما در شركت خود توليد خالص نداشته باشيد، پس هيچ دستاوردي نخواهيد داشت."
ناگهان مدير بخش فروش، وسط حرف او پريد و گفت: " اشتباه است! بهترين توليد دنيا بي فايده است مگر اينكه براي فروش آن، بخش فروش و بازاريابي نهايت سعي خود را بكند."
معاون سازمان كه مسئول روابط عمومي و همگاني بود، نظر ديگري داشت و مي‌گفت : " اگر شما درون و برون شركت تصوير خوبي نداشته باشيد، شكست حتمي است. هيچ كس محصول شركتي را كه مورد اطمينان نيست نمي‌خرد."
ديگر معاون رئيس كه مسئوليت روابط انساني سازمان را به عهده داشت، در واكنش به او گفت : " ما همه مي دانيم كه قدرت يك شركت بر پايه افراد آن شركت است. يك شركت با افرادي كه شخصا داراي انگيزه قوي منفي هستند، به بن بست مي‌رسد."

هر يك از چهار مرد بلند پرواز در زمينه مورد علاقه خود بحث مي كردند. بحث ادامه يافت تا اين كه رئيس ناهار خود را تمام كرد. او هنگام بيرون رفتن از رستوران كنار غرفه آنها ايستاد و گفت : " آقايان محترم، من ناخودآگاه به صحبت هاي شما گوش كردم و از افتخاري كه هر يك از شما در قسمت خود بدست آورده ايد، لذت بردم، اما بايد بگويم كه تجربه به من نشان داده است همه شما اشتباه مي‌كنيد. هيچ بخشي از يك شركت به تنهايي مسئول موفقيت آن نيست. اگر شما به عمق مساله فكر كنيد، در مي‌يابيد كه مديريت يك شركت موفق درست مثل شعبده بازي است كه سعي مي‌كند 5 توپ را در هوا نگه دارد. چهار عدد از اين توپ ها سفيد هستند و روي يكي از آنها نوشته شده است : "توليد". روي ديگري نوشته شده است: "فروش". روي توپ ديگر نوشته شده "روابط عمومي و همگاني " و روي توپ چهارم نوشته شده : "مردم". علاوه بر اين چهار توپ سفيد ، يك توپ قرمز وجود دارد. روي اين توپ قرمز نوشته شده است: "سود". هميشه شعبده باز بايد به خاطر داشته باشد كه هر چه اتفاق بيفتد نبايد توپ قرمز را روي زمين بيندازد."

حق با او بود. يك شركت با بهترين ميزان توليد، عاليترين وجه در بين مردم، داشتن افراد بسيار متعهد و پشتيباني مالي بسيار بالا، بدون سود به زودي دچار مشكل مي‌شود. مشكلي كه به سرعت 500 شركت موفق را به يك خاطره تبديل مي كند.


شرح حكايت:

در اغلب سازمانها بعضي از مديران و بخشها، نقش خود را كليدي و يا اصل و بقيه را حاشيه مي‌پندارند و اهميت و جايگاه خود را بيش از بيش در سازمان بزرگ مي‌پندارند به گونه اي كه نقش ديگران را ناديده مي‌انگارند و از اين نكته غافلند كه سازمان آنها در حقيقت يك سيستم بهم پيوسته است و موفقيت هر عضو از اعضا وابسته به سايرين است.

چو عضوي بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار

مي‌توان گفت كه توپ قرمز، هدف يك سيستم يا سازمان است و توپ‌هاي سفيد، وسيله رسيدن به آن هدف هستند، نه خود هدف. معمولاً جابجايي در اهداف به دليل نگرش اشتباه در مورد هدف و وسيله رخ مي‌دهد.

موضوع اصلی را فراموش نكنید!

خانمی طوطی خرید، اما روز بعد آن را به مغازه برگرداند. او به صاحب مغازه گفت: (این پرنده صحبت نمی كند.) صاحب مغازه پرسید: (آیا در قفسش آینه ای هست؟ طوطیها عاشق آینه هستند، آنها تصویرشان را در آینه می بینند و شروع به صحبت می كنند.) آن خانم یك آینه خرید و رفت. رو ز بعد باز هم آن خانم برگشت، طوطی هنوز صحبت نمی كرد. صاحب مغازه پرسید: (نردبان چه؟ آیا در قفسش نردبانی هست؟ طوطیها عاشق نردبان هستند.) آن خانم یك نردبان هم خرید و رفت. اما روز بعد باز هم خانم آمد. صاحب مغازه گفت: (آیا طوطی شما در قفسش تاب دارد؟ نه! خوب مشكل همین است، به محض اینكه شروع به تاب خوردن كند، حرف زدنش تحسین همه را برمی انگیزد.) آن خانم با بی میلی یك تاب خرید و رفت. وقتی آن خانم روز بعد وارد مغازه شد، چهره اش كاملا تغییر كرده بود. او گفت: (طوطی مرد.) صاحب مغازه شوكه شد و پرسید: (واقعا متاسفم، آیا او یك كلمه هم حرف نزد؟) آن خانم پاسخ داد: (چرا! درست قبل از مردنش با صدایی ضعیف از من پرسید كه آیا در آن مغازه، غذایی برای طوطی ها نمی فروختند؟)

يافته شگفت‌انگيز جامعه‌شناسي صنعتی:ايراني‌ها بدون مدير بهتر كار مي‌كنند

بنا بر يافته‌هاي يك تحقيق در جامعه‌شناسي صنعتي كه به تازگی انجام شده است پرسنل صنعتي ايراني، از بالاترين بهره‌وري در نيمه نخست فروردين ماه برخوردارند.

بنا بر اين تحقيق كه در تعدادي از صنايع با توليد مداوم و بدون تعطيلي مانند صنايع پتروشيمي انجام شده است، بالاترين دوره بهره‌وري سالانه در نيمه نخست فروردين ماه ـ كه عملا بخش مديريت و ستادي اين واحدها تعطيل است ـ رخ مي‌دهد و در اين دوره، بيشترين توليد و كمترين نقص فني و خرابي رخ مي‌دهد.

در واحدهاي مورد مطالعه، نيمه نخست فروردين ماه داراي بيشترين توليد در ايام سال و كمترين خرابي بوده است كه مطالعات نشان مي‌دهد مهمترين دليل آن، عدم وجود مديريت ارشد و پرسنل ستادي در كنار افزايش اعتماد به نفس و خودشكوفايي كارگران، سرپرستان و پرسنل فني مي‌باشد كه به علت عدم وجود مديران، بار مسئوليت عملا بر عهده اين گروه گذاشته مي‌شود.

يافته اين مطالعه جامعه‌شناسي صنعتي نشان مي‌دهد، كارگران، تكنسين‌ها و سرپرستان توليد ايراني به دليل ضريب هوشي بالا، اگر مورد اعتماد قرار گرفته و بار مسئوليت بر عهده آنها گذاشته شود، عملا بهره‌وري بهتري را نسبت به مديران بر جا خواهند گذاشت.

در صورتي كه يافته‌هاي اين مطالعه با انجام تحقيقات تكميلي به ديگر بخش‌هاي جامعه تعميم يابد، مي‌توان نسبت به يافتن راه‌حل بحران كارآمدي در اقتصاد ايران تصميم گرفت.